عباس قديانى
125
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
مىگويند ؛ بخشيدن ملك يا قطعه زمينى به كسى تا از درآمد آن زندگى كند . تفاوت سيورغال با اقطاع آن بود كه صاحبان موروثى سيورغال گذشته از معافيت مالياتى كه صاحبان اقطاع نيز از آن نصيب داشتند از حق معافيت قضايى و ادارى نيز برخوردار بودند . نيز - سيورغال . اقطاع ديوانى اقطاعى بود در دورهء سلجوقى كه وضع اين اقطاعات چنان بود كه زمينها را به اميران واگذار مىكردند . اين نوع اقطاع در سراسر دورهء سلجوقى مرسوم بود . در زمان سلاطين سلجوقى اعطاى اينگونه اقطاعات تنها به منزلهء نشاختن حق مالكيت بالفعل يك امير نسبت به يك ناحيه بود . اقطاع شخصى اقطاعاتى بود كه به ارث به فرزندان منتقل مىشد و گيرندهء آن تعهدى در مقابل ديوان نداشت و ظاهرا از خراج هم معاف بود . ضمنا تفاوتهايى بين اقطاع شخصى با املاك شخصى در دورهء سلاجقه ديده مىشود . اقطاع لشكرى در دورهء سلجوقى وضع كلى اقطاعات لشكرى بدين قرار بود كه قشون توسط عايدى آن امرار معاش مىكرد ، اندازهء چنين اقطاعاتى كوچكتر از اقطاعات ديوانى بوده و به ارث به فرزندان منتقل نمىشد . ثانيا ظاهرا مقطعيان نيز به زور آن را متصرف نشده ، بلكه از ديوان آن را دريافت كرده بودند . اين اقطاعات تفاوتهايى با اقطاعات شخصى داشت . اكباتانا پايتخت مادها و اقامتگاه تابستانى شاهان اشكانى بوده و آن شهرى بزرگ و داراى ارگى مستحكم بود و خزانه مملكت در آن جاى داشت . اكباتانا و كامبادن ( كرمانشاه ) از شهرهاى ماد بزرگ و رگه ( رى ) و ماد بزرگ در رگيانا بود ، اما ماد كوچك يا آتروپاتن كه آذربايجان باشد در دورهء هخامنشى يكى از ولايت كشور شاهنشاهى ايران بود و در حمله اسكندر سردار ايرانى به نام آتروپات ( آذربد ) بر آن حكومت مىكرد و چون خود را در برابر وى ناتوان ديد با اسكندر از در صلح درآمد و آن سرزمين را بر وى ابقا كرد و از اينرو ماد كوچك به نام وى آتروپاتگان يعنى محل آتروپات ناميده شد . اين كلمه بعدها از پاتگان و آذربايگان و بعد آذربايجان شد . پايتخت قديم آن « گنجك » يا « شيز » در تخت سليمان در جنوب شرقى مراغه بود . اكّد - اكّديها اقوامى سامىنژاد كه مقر خود را در بابل قرار داده بودند و پس از آنكه سارگن حكومت آكاد را تشكيل داد سومر را نيز در زمرهء متصرفات خود در آورد با سومريها در مملكتى كه بعدها موسوم به كلده شد سكنى گزيدند و بعد بر تمام منطقه تسلط يافتند . از شهرهاى مهم اكد : سيپپار ، كيش ، بابل بوده است . اكراد يزيدى از جنبشهاى دورهء صفوى ، اوايل سلطنت شاه اسماعيل ، اولين اعتراض مذهبى بر ضد وى از جانب كردهاى يزيدى در بين النهرين و نواحى غرب ايران آغاز شد . مؤسس اين فرقه به قولى « شاهد بن جراح »